
طمع پول یک شبه زندگیمان را بر باد داد
یحیی از سال 1397 به خاطر مشکلات مالی در ندامتگاه تهران بزرگ به سر میبرد. طی این مدت همسرش به تنهایی بار سنگین خانه و زندگی و یک پسر تصادف کرده را بر دوش میکشد. کاش میتوانست به گذشته برگردد. به سالهای دوری که کنار دختردایی هفده سالهاش، سر سفره عقد لبخند میزد.
مشاهده خبر »
مادری بعد از مرگ دو زندانی را آزاد کرد
یکی از نیکوکاران استان تهران با واریز مبلغ 56 میلیون تومان به عنوان هزینه مراسم ترحیم مادرش، بدهی دو نفر زندانی را پرداخت کرد.
مشاهده خبر »
مردی با وعده ازدواج مرا به خاک سیاه نشاند
فرشته زمانی صاحب یک آموزشگاه معروف بود. آموزشگاه آرایش و پیرایش، سالنی بزرگ با 40 تا 50 نفر آرایشگر زن، بعضیها تازهکار و بعضیها با تجربه، اما وقتی کرونا آمد، در آرایشگاهش مانند بقیه آرایشگاهها بسته شد، جان مردم بیشتر از اینها ارزش داشت. یک روز، دو روز و بعد یک ماه و چند ماه... همین روزهای سخت بود که جواد وارد زندگیش شد.
مشاهده خبر »
نیکوکاران استان تهران بدهی 241 نفر از زندانیان را پرداخت کرده اند
از ابتدای سال جاری تاکنون، با پیگیری ستاد دیه استان تهران، نیکوکاران و خیرین، بدهی 241 نفر از زندانیان جرایم غیرعمد را پرداخت کردهاند.
مشاهده خبر »
نیکوکاران استان تهران بدهی ۱۶ نفر از زندانیان نیازمند را پرداخت کردند
به مناسبت فرا رسیدن ایام اربعین حسینی 16 نفر از زندانیان نیازمند جرائم غیر عمد استان تهران با کمک نیکوکاران آزاد شدند.
مشاهده خبر »
خدا کند بعد از من، پسرم راه درستی برای زندگی انتخاب کند
منصور با گرفتاری در رکود اقتصادی بازار، هم خانوادهاش متلاشی شد، هم به علت بدهکاری و شکایت شاکی راهی ندامتگاه تهران بزرگ شده است. پدر پیرش عصا زنان با تکه کاغذی که نشانی ستاد دیه در آن نوشته شده، به امید کمک نیکوکاران و نجات فرزندش پا به این مرکز گذاشته است. بدهی فرزندش 73میلیون تومان بود که مانند کنتور روزشمار با هر دمیدن آفتاب، بیشتر میشود!
مشاهده خبر »
صندوقهای خانگی و قصه تکراری ناآگاهی به قانون
صغری بعد از مرگ ناگهانی شوهرش، چند صندوق خانگی باز کرد؛ صندوقهایی که قرار بود گره از مشکلات همسایهها باز کند اما گره بزرگی به زندگی خودش انداخت. وامهایی که گرفتند و آدمهایی که رفیق نیمهراه شدند و نتیجهاش زنی است پشت دیوارهای ندامتگاه شهر ری و مددکارانی که برای نجات او با شانزده نفر روبرو هستند.
مشاهده خبر »
تاوان یک تجارت ناشیانه
عفّت زنی است که همسر و تنها فرزندش درگیر تجارت ناشیانه دامادشان شده؛ هرچه داشتند را بابت بدهکاری او دادند و طلبکار اصلی که در پرداخت این بدهیها به آنان کمک کرده بود، حالا شاکی است. داماد فراری شده و اکنون جواب بیمعرفتی وی را این سه نفر میپردازند. پدر و دختر زندانی هستند و عفت به دنبال رهایی آنان از زندان است.
مشاهده خبر »
کمربند نجاتی که نباید باز میشد
سومین طبقه از ساختمانی نیمهکاره، پسرجوانی که بر فراز اسکلت این ساختمان آهنها را به همدیگر جوش میداد. خسته از کار، کمربند نجاتش را باز کرد. کار در حال پایان بود. آهنهای قسمت بالکن اگر تمام میشد، کارگران آجرها را بالا میانداختند و شکل کلی کار نمایان میگشت.
مشاهده خبر »
عقیقه ای که زندانی آزاد کرد
یکی از نیکوکاران استان تهران، با اهدای هزینه عقیقه فرزند نوزادش، در آزادی زندانی بدهکار سهیم شد.
مشاهده خبر »












