ستاد دیه نمایندگی استان تهران
برگی از یک پرونده
تراشه ای از یک اسکلت!
زمان: ساعت 12 و 15 دقیقه روز 25 اردیبهشت سال 93   مکان: سازه فلزی مجتمع مسکونی در بزرگراه شهید همت مقابل بوستان جوانمردان صدای فریادهای مرد آهنگر از بالای داربست، بقیه کارگران را به محل کشاند. عینک کارش شکسته و خون از گوشه چشمش بیرون زده بود. بوستان جوانمردان غرب تهران در میان سکوت خاموش شدن موتورهای برق و جوش، این صحنه را نظاره می کرد.  وقتی کارگر جوان را به بیمارستان رساندند، پزشک سری از روی تأسف تکان داد. جراح هم فقط تراشه تیز را از چشم راست خارج کرد و نوشت متأسفانه بیمار دید چشم را از دست داده است. از این به بعد، حسن فقط با چشم چپ می توانست کار کند و چشم راستش از دیدن دنیا محروم شده بود.

تراشه ای از یک اسکلت!

https://t.me/te
زمان: ساعت 12 و 15 دقیقه روز 25 اردیبهشت سال 93  
مکان: سازه فلزی مجتمع مسکونی در بزرگراه شهید همت مقابل بوستان جوانمردان
صدای فریادهای مرد آهنگر از بالای داربست، بقیه کارگران را به محل کشاند. عینک کارش شکسته و خون از گوشه چشمش بیرون زده بود. بوستان جوانمردان غرب تهران در میان سکوت خاموش شدن موتورهای برق و جوش، این صحنه را نظاره می کرد. 
وقتی کارگر جوان را به بیمارستان رساندند، پزشک سری از روی تأسف تکان داد. جراح هم فقط تراشه تیز را از چشم راست خارج کرد و نوشت متأسفانه بیمار دید چشم را از دست داده است. از این به بعد، حسن فقط با چشم چپ می توانست کار کند و چشم راستش از دیدن دنیا محروم شده بود. 
پیمانکار اصلی شرکت تعاونی مسکن یکی از نهادها بود که کار اسکلت بندی مجتمع را به پیمانکار دوم یعنی عادل واگذار کرده بود. چندین کارگر ماهر تحت نظر عادل کار می کردند. حسن کارگر آسیب دیده بیش از ده سال سابقه کار آهنگری داشت. در زمان حادثه، مشغول سمبه زدن جای پیچ با چکش بود که ناگهان پلیسه ای از سمبه رها شده و با ضربه به شیشه عینک حفاظتی وی برخورد نموده و پس از شکستن شیشه عینک به چشم راستش اصابت کرده بود. 
پرونده طی چند روز بستری شدن حسن در بیمارستان دست به دست چرخید تا این که دادگاه بر اساس نظریه کارشناسان رسمی، خود حسن را 20 درصد، عادل را 70 درصد و شرکت تعاونی را 10 درصد مقصر دانست. 
10 درصد رقم زیادی نبود، خیلی زود واریز شد ولی عادل از جنوب شهر آمده بود تا نانی حلال برای همسرش تهیه کند. همسری که سالها با مشکل بچه دار نشدن عادل ساخته بود. بعد از سالها مستأجری سهمی از ارثیه پدری رسیده بود و خواهر و برادرها، اجازه داده بودند چند سالی با شوهرش عادل در آن خانه زندگی کند. 
عادل مالی نداشت، همین یک اسکلت کاری را هم بعد از چند وقت بیکاری و این در و آن در زدن پیدا کرده بود. یکی دو ماه کار می کرد و چند ماه بیکار دنبال کار می گشت. 
عادل باید به نرخ روز، 70میلیون و 730هزار تومان به عنوان دیه پرداخت می کرد. 26 میلیون و 300هزار تومان از طریق شرکت بیمه گذار پرداخت شده بود. ولی هر چه  این در و آن در زد، نتوانست حتی یک میلیون از بقیه این دیه را فراهم کند. طی مدتی که از این اتفاق تلخ می گذشت اطرافیانش هر چه می توانستند کمک کرده بودند. حالا دستش از همه جا کوتاه، آبان ماه امسال با شکایت حسن دستبند سرد قانون بر دستانش نقش بست و راهی زندان شد. 
با پیگیری کارشناسان نمایندگی ستاد دیه استان تهران و پس از تحقیق در مورد توان یا عدم توان پرداخت این مبلغ از سوی خانواده عادل و چگونگی حادثه، 20 میلیون کمک ویژه نیز از طریق ستاد دیه  به وی اعطاء شد و 14 میلیون تومان نیز وام به عادل اختصاص یافت تا به شاکی بدهد. حالا فقط مانده بود 10میلیون و 400هزار تومان که آن نیز با تلاش کارشناسان بالاخره از سوی شاکی بخشیده شد. 
با این که حسن برای همیشه یک چشمش را از دست داده بود ولی به حق قانونی خود برای دیه رسید. با توجه به شرایط جسمی وی و کارگر بودنش و از سوی دیگر زندانی بودن عادل برای جرم غیرعمد و عدم توانایی مالی وی، این پرونده به سرعت روال خود را طی کرد تا خانواده هر دو طرف، در روزهای پایانی سال، به آرامش برسند و حسن شانزدهم بهمن ماه امسال آزاد شد. 
کمک ویژه ستاد دیه، از طریق کمکهای مردمی نیکوکاران تأمین می شود، اگر شما می خوا هید در پرداخت بخشی هر چند کوچک از بدهی های مالی یا دیه و در نهایت آزادی یک زندانی سهیم باشید،  با مددکاران نمایندگی ستاد دیه استان تهران با شماره تلفن 88861870  تماس بگیرید. عزیزان نیکوکار می توانند از طریق سایت نمایندگی ستاد دیه استان تهران به نشانی www.tehipro.ir و یا لینک اطلاع رسانی https://t.me/teبا فعالیتهای این نمایندگی و نیز نحوه ارسال کمکهای مالی و آزادی زندانیان استان آشنا شوند.
امینه افروز
روابط عمومی نمایندگی ستاد دیه استان تهران

نویسنده : امینه افروز 1396/11/28